اون روزی که وبلاگ نویسی رو شروع کردم، حسم بهش دفتر خاطراتم بود. می خواستم نذارم که نظر آدما بهم جهت بده. می خواستم برام مهم نباشه که چند نفر لایک می کنن و چی نظر می دن. البته که اون روزا، لایک نبود ه
برچسب: نویسنده: الینا محمودی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 2:07
سکوت...
رفتم به بلاگ گذشته هام سر زدم و این پست رو دیدم:
http://tillever.blogfa.com/post-195.aspx
کلا که عاشق نوشته هام شدم باز(از اونجا که معمولا همیشه از خیلی چیزا ذوق می کنم!:دی) و به فکر رفتم.
برچسب: نویسنده: الینا محمودی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 2:07
برچسب: نویسنده: الینا محمودی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 2:07
برچسب: نویسنده: الینا محمودی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 2:07
یکی از موضوع های جدیدی که توجهم رو جلب کرده اینه که چرا اینقدر سخت برخورد می کنم با اشتباه کردن... جدی چرا؟ :-؟
جالبتر اینه که این اتفاق همیشگی نیست... توی یه موضوع هایی اونقدر رها و راحت، توی یه موضوع هایی خیلی خیلی سخت...! جای بسی تفکر... :)
برچسب: نویسنده: الینا محمودی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 2:07
برچسب: نویسنده: الینا محمودی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 2:07
برچسب: نویسنده: الینا محمودی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 2:07
برچسب: نویسنده: الینا محمودی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 2:07
روز تولدم، هر وقتی و هر جوری که باشه، هر قدرم که سخت گرفتنم برای خوب بودنش شرایطو "اونطور که باید" خوب پیش نبره، بازم به خاطره ها و عکسا و فیلما که نگاه می کنم جزو حال خوشترین روزهای زندگیه...
هر قدرم
برچسب: نویسنده: الینا محمودی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 2:07